برنامه ریزی آموزشی

فصل اول

برنامه ریزی و برنامه ریزی آموزشی

الف: برنامه ریزی

انسانها در نیل به اهداف و خواسته هایشان طرحها و نقشه هایی را پی ریزی می کنند. اما در عمل بعضی از خواسته ها به واسطه طرح های بکاررفته شده براورده می شوند. ولی بعضی از خواسته ها در نیل به هدفهای مورد نظر دچار شکست می شوند.

طراحی معمولا به سه شکل صورت می گیرد. برخی از طرحها بر اساس آرزو و خیال و برخی دیگر سرسری و شتابزده ، سطحی ، عجولانه و یا واقع بینانه تامل و حساب شده اتخاذ می گردد. اما در عمل طرحها و نقشه هایی برآورده می شوند که بر اساس واقعیات ، دوری از تخیلات و رویاها و با تامل و تفکر طراحی می شوند.

به طور کلی به فرایند طراحی و نقشه کشیدن برای نیل به اهداف برنامه ریزی می گویند که می تواند بصورت واقع بینانه یا آرزویی و خیالی طراحی گردند. برای برنامه ریزی تعاریف متعددی ارائه شده است.

برنامه ریزی: عبارت از فراگرد تعیین و تعریف اهداف سازمانی و تدارک دقیق و بیشابیش اقدامات و وسایل که تحقق اهداف را میسر سازد.

برنامه ریزی: یعنی پیش بینی و تدارک وسایل برای آینده

برنامه ریزی:یعنی رعایت راه و روش تعیین شده آینده است.

برنامه ریزی: عملیاتی خواهد بود که به تولید برنامه منجر خواهد شد.

برنامه ریزی: عبارت از بکاربردن امکانات و استفاده از منابع به مناسب ترین روش جهت رسیدن به اهداف مطلوب و نهایتا در تعریفی جامع از برنامه ریزی می توان گفت:

برنامه ریزی جریانی است مداوم-حساب شده و منطقی جهت دار و دورنگر به منظور ارشاد و هدایت فعالیت های جمعی جهت رسیدن به هدفهای مطلوب.

مفاهیم موجود در برنامه ریزی:

با توجه به آخرین تعاریف ارائه شده از برنامه ریزی مفاهیمی در آن مستتر می باشد که به آن می پردازیم.

1-مفهوم جریان و مداومت

برنامه ریزی جریانی مداوم ،مستمر و دائمی که نقطه  پایان ندارد. بدین معنا که در هیچ مرحله ای نمی توان آنرا خاتمه یافته تلقی کرد. زیرا در آخرین مرحله از برنامه ریزی (ارزشیابی) ناگریزیم دوباره به مرحله اول برگردیم.و هدفها را مورد بررسی و بازبینی قرار دهیم  و بر اساس نتایج حاصله از ارزشیابی به اصلاح ،تعدیل و حتی تعبیر هدفها بپردازیم و اشکالات موجود در همه مراحل را رفع نماییم.

در اینصورت است که مفهوم برنامه ریزی بعنوان یک جریان پایان ناپذیر فایده عملی خواهد داشت.

2-مفهوم تفکر و عقلانیت در برنامه ریزی

برنامه ریزی فرایندی است که مبتنی بر انتخاب اولویت هاست بنابراین جریانی حساب شده و منطقی است زیرا به دلیل محدودیت منابع و امکانات سعی می کند از میان نیازها و خواسته های گوناگونی که مطرح می شود فقط برخی از خواسته ها و نیازها را برآورده سازند بدین منظور باید دست به انتخای بزنند و از میان نیازهای مختلف برخی را به ترتیب درجه اهمیت برگزینند. اصولا این گزینش باید حساب شده و مبتنی بر مطالعه و بررسی و تحقیق باشد.

3-مفهوم آینده نگری و هدف گیری در برنامه ریزی

برنامه ریزی فرایندی است که مستلزم آینده نگری می باشد در آینده ممکن است مشکلات مختلفی وجود داشته باشد . تغییر و تحولات گوناگونی اتفاق بیفتد و شرایط خاصی بوجود آید. آگاهی نسبتا دقیق از وضعیت آینده به تدوین یک برنامه ریزی اصولی و واقع بینانه کمک می کند و به بسیاری از برنامه ریزی ها جهت می دهد.و در مجموع باید گفت که برنامه ریزی فعالیتی است جهت دار و آینده نگر از این رو با توجه به اهداف مورد نظر آینده را به تصویر می کشد.

4-مفهوم ارشاد و هدایت

برنامه ریزی فرایندی است که استعداد ها ، تواناییهای و فعالیت های جمعی را در جهت رسین به هدفهای تعیین شده هدایت میکند. بسیج کلیه عوامل و عناصر مادی و انسانی به منظور تحقق هدفهای برنامه یکی از کارکردهای مهم برنامه ریزی است به طور کلی باید گفت که برنامه ریزی متضمن ارشاد یا هدایت و مداخله در فعالیت جمعی است و بدین سبب بسته به چگونگی اعمال نفوذش شکلهای مختلفی به خود می گیرد. مانند برنامه ریزی متمرکز و غیر متمرکز

مراحل برنامه ریزی

برنامه ریزی به طور اعم شامل مراحل زیر است.

1-تعیین و تصریح هدفها یعنی پاسخ به این سوال که برای چه چیز باید برنامه ریزی شود.

2-تهیه طرحها و تعیین فعالیتها در این مرحله طرحهای رسیدن به هدفها به دقت تهیه و تنظیم می شود و بر اساس آن فعالیتهای مربوطه بطور دقیق پیش بینی و مشخص می شود.

3-انتخاب روشها از میان شقوق مختلف هماهنگ کردم هدایت مسیر فعالیتها به سوی هدفهای تعیین شده

4-تنظیم برنامه زمانی جهت فعالیتها

5-به مورد اجرا گذاردن یا به مرحله عمل درآوردن طرحها

6-ارزشیابی از نتایج فعالیتها و تعیین میزان هدفها و مشخص کردن موانع و نارساییها و استفاده از ارزشیابی به عنوان بازخورد در برنامه ریزیهای بعدی

ب: برنامه ریزی آموزشی

درباره اینکه برنامه ریزی آموزشی چیست و دارای چه ویژگیهایی می باشد معمولا پاسخهای صحیح ارائه نمی شود. این امر ناشی از نهادینه شدن تصورات ناصحیحی است که در بین عامه مردم و بعضا دست اندرکاران جریان آموزش و پرورش وجود دارد.

بطوریکه معمولا از تنظیم جدول زمانی دروس ، تهیه فهرست مندرجات و تهیه موارد آموزشی و بعنوان برنامه ریزی آموزشی در ذهن دست اندرکاران و مجریان برنامه ریزی آموزشی جوامع نداشته باشد کمتر می توان به ارتقاء کمی و کیفی فعالیتهای آموزشی و بطور کلی آموزش و پرورش امید داشت.

تعریف برنامه ریزی آموزشی

از برنامه ریزی آموزشی تعاریف متفاوتی ارائه شده است. بعضی از برنامه ریزان معتقدند که فرایند برنامه ریزی بعد از تعیین هدفها و سیاستهای کلی نظام آموزشی آغاز می شود. چنانکه (Edgar Faure) و همکارانش وظایف و ماموریت فعالیتهای آ.پ را در سه مرحله تعیین کردند:

1-سیاستگذاری های آ.پ                  2-تعیین راهبردهای آ.پ                  3-برنامه ریزی آ.پ

به موجب این توصیف تعیین هدفها و اولیوتهای آ.پ در مراحل سیاستگذاری و انتخاب راهبردهای آ.پ مشخص می شود و کار برنامه ریز در حقیقت تدابیر و طرحهایی جهت رسیدن به هدفهایی است که قبلا مشخص شده اند اما بعضی دیگر از صاحبنظران برنامه ریزی آموزشی اعتقاد دارند که هدف راهنمای برنامه است و آنرا هدایت می کند به عبارتی دیگر هدف گیری جزء ارکان برنامه ریزی محسوب می شود چنانچه لکت (Leonard Lecth) در تعریفی جامع و کاملتر از برنامه ریزی آموزشی معتقد است برنامه ریزی آموزشی فراگردی است جهت تعیین کردن هدفهای مناسب ، تشخیص مسائل ، نیازها و امکانات و محدودیتهایی که برای رسیدن به آن هدفها وجود دارد.یا احتمالا وجود خواهند داشت و تنظیم کردن فعالیتها و برنامه هایی که جهت رسیدن به هدفها لازم است.

ج:تحول برنامه ریزی آموزشی

آنچه که امروزه در زمینه برنامه ریزی آموزشی انجام می پذیرد ریشه در سنت برنامه ریزی در طی قرون گذشته دارد. ولی برنامه ریزی آموزشی به عنوان یک تخصص بعد از جنگ جهان دوم به تدریج مورد توجه قرار گرفته است.موقعیت برنامه ریزی آموزشی در حال حاضر را می توان با مقایسه مفاهیم مربوط به آن در گذشته و حال بهتر شناخت.

برنامه ریزی آموزشی طی دهه های 1950 الی 1970 بیشتر متوجه گسترش کمی نظام آموزش بوده است و مسائلی مانند افزایش تعداد مدارس – کلاسهای درس – معملنان و افزایش بودجه مدارس و همچنین چگونگی پاسخگویی به نیروهای انسانی مورد نیاز اقتصاد در حال گسترش از اولویت برخوردار بوده اند و بدین صورت روشها و فنون گوناگون برای برنامه ریزی کمی تدوین یافته بود. طی سالیان اخیر توسعه کمی نظامهای آموزشی در کشورهای در حال توسعه نوعی عدم رضایت نسبت به کاربرد روشهای یاد شده را بوجود آورده است. توجه از گسترش کمی به گسترش کیفی معطوف شده است. در حال حاضر همزمان با گسترش کیفی مسائلی مانند نابرابریهای منطقه ای – نابرابریهای ناشی از طبقات اجتماعی ،جنسیت ، توسعه فرهنگی ، حفظ هویت فرهنگی ، ارزیابی های تکوینی و پایانی برنامه ها و طرح های آموزشی مورد توجه سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزشی قرار گرفته است.

در کشور ما نیز همزمان با آغاز روابط سیاسی ایران با غرب در عصر فرمانروایی پادشاهان قاجار روابط فرهنگی ایران و اروپا آغاز و در نتیجه بسیاری از الگوهای آموزشی و فرهنگی به نظام آموزشی ایران راه یافت و مسئولان مملکتی به تدریج اقداماتی را در جهت پذیرش الگوهای فرهنگی و آموزشی غرب به عمل آوردند. که این اقدامات بعدها زمینه ساز پذیرش روشهای برنامه ریزی به شیوه کنونی گردید. از آنجایی که برنامه ریزی آموزشی بخشی از برنامه ریزی توسعه اقتصادی ، اجتماعی را تشکیل می دهند در برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی از سال 1327 الی 1357 کمابیش به برنامه ریزی آموزشی نیز توجه می شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آغاز انقلاب فرهنگی در سال 1358 و تشکیل شورای عالی برنامه ریزی اقداماتی در زمینه تدوین سیساتهای کلی آموزشی در تمامی سطوح صورت گرفت پس از خاتمه جنگ تحمیلی و کاهش فشارهای ناشی از جنگ عملیات تهیه برنامه اول شروع و نهایتا برنامه اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1373- 1368) و همینطور برنامه دوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی (1378-1374)تصویب و به اجرا گذاشته شد.

د:فواید برنامه ریزی آموزشی

از جمله فواید برنامه ریزی آموزشی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1)داشتن طرح و برنامه در دستگاههای آموزش و پرورش سبب می شود که فعالیتهای تکرار و کم ثمر و یا بی ثمر کاهش یابد و در نتیجه به زمان و هزینه ی کمتر اهداف هر برنامه سریعتر و صحیحتر کاهش یابد.

2) برنامه ریزی در سازمانهای آموزش و پرورش سبب می شود که هر یک از عملیات های مورد نیاز در سازمان پیش بینی گردد و بر اهداف سازمان متمرکز شود.

3)برنامه آموزشی سبب خواهد شد که از استعدادها و مهارتهای افراد و از منابع متعدد فیزیکی و مالی به بهترین شیوه استفاده گردد و از این طریق ضایعات انسانی و خسارتهای مالی به حداقل برشد و تحقق اهداف آموزشی در سطح ملی ، منطقه ای و مدارس ممکن گردد.

4) برنامه ریزی آموزشی به افراد مختلف و به ویژه مدیران جهت می دهد و تلاشهای آنان را بر اهداف سازمان مترمکز می سازد و هماهنگی و همکاری جنبی بیشتری ایجاد می گردد و نهایتا تحقق هدفهای سازمانی به شکل مناسبتری صورت می پذیرد.

5)با توجه به اینکه تحقیقات مختلف نشان داده اند که بین آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی همبستگی مثبت وجود دارد. سرمایه گذاری در آموزش و پرورش و تهیه و اجرای طرحهای مختلف عامل موثری در توازن و تعادل بین نیورهای انسانی تربیت شده و نیاز بخشهای مختلف صنعتی ، کشاورزی و خدماتی بوده و موجبی برای جلوگیری از بیکاری  و ضایعات مالی ، انسانی و اختلالات رفتاری به شمار می آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

روند تهیه برنامه آموزشی

تهیه برنامه آموزشی طی 2 مرحله صورت می گیرد:

1-مرحله فعالیتهای پیش از تدوین برنامه

2-مرحله فعالیتهای تدوین برنامه

الف: مرحله فعالیتهای پیش از تدوین برنامه

در این مرحله برنامه ریزان اطلاعات و داده های لازم را گردآوری و بر اساس اطلاعات بدست آمده نقاط قوت و ضعف نظام آموزشی موجود را تشخیص می دهند. در این مرحله بهنگام گردآوری اطلاعات برنامه ریزان درباره ابعاد مختلف نظام آموزشی آگاهیهای لازم را کسب می نمایند. برای مثال : اگر حوزه برنامه ریزی آموزش و پرورش عمومی باشد باید اطلاعاتی در جنبه های زیر جمع آوری گردد.

1-اطلاعات در خصوص جنبه های کمی آموزش و پرورش مانند:

-        میزان ثبت نام کودکان زیر 6 سال در مراکز پیش دبستانی و کودکستانها

-        نرخ ثبت نام در سطح آموزش ابتدایی برای کودکان واجب التعلیم

-        نرخ ثبت نام در سطوح آموزش راهنمایی و متوسطه

-        میزان ترک تحصیل و تکرار پایه در هر سال و در سطوح مختلف آموزش ابتدایی

-        نرخ پوشش تحصیلی جهت کودکان استثنایی

-        میزان نسبت دانش اموز به معلم در پایه های و سطوح مختلف تحصیلی

-        متوسط سطح تحصیلات معلمان در هر یک از سطوح و رشته های تحصیلی در هر سال

-        تعداد پذیرفته شدگان دوره متوسطه در دانشگاهها بر حسب رشته تحصیلی فارغ التحصیلان دوره متوسطه در هر سال

-        میزان سرانه فضای آموزشی

 

2-اطلاعات در خصوص جنبه های کیفی آموزش و پرورش مانند:

علاوه بر جمع آوری داده های کیفی برنامه ریزان باید در خصوص جنبه های کیفی آموزش و پرورش اطلاعات لازم را گردآوری نمایند. مانند:

-        چگونگی تدریس در کلاسهای درس

-        مطلوبیت محتوای برنامه های درسی

-        کیفیت مدیریت نظام آموزشی

-        میزان گرایش به استفاده از نوآوریهای آموزشی

-        وضعیت تحقیق در مسایل آموزشی و میزان کاربست یافته های حاصل از تحقیقات به عمل آمده

-        سیاستهای کلان توسعه جامعه در آینده

-        چشم اندازهای آینده علوم و فن آوری در جهان

پس از دستیابی به اطلاعات لازم برنامه ریزان وضعیت موجود نظام آموزشی را به مدد شاخصهای خاص و استانداردهای شناخته شده مورد ارزشیابی قرار میدهند و بر اساس اطلاعات بدست آمده از عملکرد آ.پ تنگناها ، نقاط قوت  نیز نقاط ضعف نظام آموزشی را تشخیص می دهند. مثلا از جمله نقاط ضعف نظام آموزشی حاضر می توان به نارسایی  عدم انعطاف در محتوی و شیوه های برنامه های درسی تمرکز گرایی و فقدان نقش موثر تحقیقات در سیاستگذاریهای اموزشی اشاره نمود. و از جمله نکات قوت نظام اموزشی کشور افزایش تعداد دانش آموزان تحت پوشش آ.پ با توجه به رشد جمعیت اشاره نمود که درسال 1372 رشد جمعیت دانش آموزی (6.2%) دو برابر رشد جمعیت کشور (3.1%) بوده است.

ب:مرحله فعالیتهای تدوین برنامه

پس از آنکه برنامه ریزان آموزشی به کمک آمار و اطلاعات و استفاده از شاخص ها و معیارهای ارزشیابی تصویر روشنی از وضع موجود نظام آموزش و پرورش ترسیم کردند باید برای تهیه برنامه توسعه و گذر از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب فعالیتهای تدوین برنامه را آغاز کنند.

فعالیتهای تدوین برنامه فرایندی پیچیده و طولانی و شامل مراحل مختلفی می باشند .که مهمترین این مراحل به شرح ذیل می باشند:

1-    انتخاب اهداف

2-    انتخاب خط مشی ها

3-    تشخیص نیازها و تعیین اولویتها

4-    تهیه برنامه عمل

5-    اجرا، نظارت ، ارزیابی و تعدیل برنامه

1:انتخاب هدفها

برنامه ریزان باید مقاصدی که مورد نظرشان است را از پیش مشخص نموده و آنگاه برای تهیه برنامه اقدام نمایند. البته آموزش و پرورش هر ملتی دارای اهداف و مقاصد آرمانی و همینطور در هر دوره زمانی دارای هدفهای کمی معینی است.

1.1: هدفهای آرمانی (کیفی )

هدفهای آرمانی جنبه کمی و مقداری ندارند و از آنها به عنوان اهداف کیفی یاد می شود. این هدفها منبعث و متاثر از جهانبینی حاکم بر جامعه هستند و وصول به آنها به مثابه تحقق آرمانهای جامعه می باشد. نمونه هایی از اهداف کیفی که در برنامه دوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورمان منظور شده است:

-        پرورش جنبه های فرهنگی رفتار دانش آموزان و تعمیق معرفت دینی و تقویت نظام ارزشی اسلامی در آنان

-        افزایش مشارکت مردم در توسعه آموزش در کلیه سطوح آموزشی

2.1:اهداف کمی:

هدفهای کمی هدفهایی هستند که در مدت زمان معینی قابل تحقق می باشند. نمونه هایی از اهداف کمی که در برنامه دوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور (1378-1374) منظور شده است:

-         تعداد دانش آموزان دوره راهنمایی از 4527000 نفر در سال 1372 به 5450000 نفر در سال 1377 افزایش یابد.

-        تعداد دانشجویان کارشناسی و بالاتر 1033000 نفر در سال 1372 به 1239000 نفر در سال 1377 افزایش یابد.

سیاستهای آموزشی

برخی از مولفان کتب برنامه ریزی به جای اهداف آرمانی یا کیفی از سیاستهای آموزشی سخن به میان می آورند. و شناخت سیاستهای  آموزشی را مقدم بر تعیین اهداف آموزی می دانند و عقیده دارند که سیاستهای آموزشی عباراتی کلی هستند که از تفسیر آنها اهداف آموزشی به دست می اید و نهایتا در فرایند برنامه ریزی سیستمهای آموزشی به هدفهای مشخص تبدیل می شوند.

به عنوان مثال :

همگانی کردن آموزش پرورش یک سیاست کلی است که از تفسیر آن می توان اهداف آموزشی زیر را استنباط نمود.

فراهم آوردن امکانات آموزش رسمی جهت کودکان در گروهای سنی خاص کاهش یا حذف نابرابری های اموزشی بین پسران و دختران در مناطق شهری و روستایی و در مجموع می توان گفت سیاستهای آموزشی را معادل اهداف کلی و کیفی قابل تبدیل به هدفهای کمی است.

2-انتخاب خط مشی ها

پس از روشن شدن اهداف کیفی و کمی برنامه ها باید خط مشی آموزشی را نیز مشخص نمود. معمولا خط مشی ها خطوط اصلی حرکت به سوی اهداف مورد نظر را تعیین می کنند در تعریف خط مشی گفته اند که خط مشی عبارت است از مقایسه و انتخاب یک مسیرهایی که وصول به اهداف مورد نظر را میسر می سازد.

مثلا برای رشد صنایع کشور از دیدگاهی خط مشی های زیر می توانند مورد نظر باشند:

-        فروش نفت بیشتر و تامین ارز مورد نیاز برای خرید کالاهای سرمایه ای

-        استقراض خارجی

-        سوق دادن منابع ارزش از سایر بخشها به بخش صنایع

در زمینه مسائل آموزشی اگر گسترش و تقویت زبان فارسی در مناطق دوزبانه کشور یکی از اهداف کلی باشد. برای تحقیقث اهداف فوق الذکر خط مشی های زیر می توانند مورد نظر باشند:

-        تشکیل کلاسهای یک ماهه آمادگی قبل از شروع آموزش ابتدایی برای کودکان نوآموز پایه اول ابتدایی مناطق 2 زبانه

-        تاسیس کودکستان در مناطق دو زبانه با تاکید بر آموز زبان فارسی

-        تشخیص نیاز و تعیین اولویتها در جوامع

برنامه های آموزشی مختلف تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله نیازها قرار می گیرد. چرا که وصول اهداف آ.پ مستلزم در اخترا داشتن امکانات و منابع گوناگونی از جمله منابع مادی و انسانی است. بنابراین هر جامعه ای هر قدر هم غنی باشد باز با محدودیتهایی در زمینه امکانات و منابع مواجه خواهد شد.

و در نتیجه نمی توانند همزمان به همه اهداف خود برسند. بنابراین برنامه ریزان ناگزیرند بین برنامه های خود قائل به تعیین اولویت شوند. مثلا اگر در جمعه ای توسعه سریع اقتصادی در اولویت باشد. و رسیدن به این هدف تربیت تعداد بیشتری از نیورهای انسانی را با مهارتهای فنی ایجاب نماید در این صورت اگر از منابع مالی برای توسعه آموزش و پرورش محدودیت وجود داشته باشد. برنامه ریزان ناچارند توسعه بخشهایی از آ.پ را به نفع توسعه آموزشی فنی محدود و وصول به این هدفها را بر اهداف مشابه ارجحیت دهند.

تهیه برنامه عمل

بعد از مشخص شدن اهداف کیفی و کمی و انتخاب خط مشی ها و اولیتها برنامه ریزان باید نسبت به تهیه برنامه عمل اقدام نمایند برنامه عمل یا اجرایی در واقع نقشه و طرح دقیق اقدامات و عملیاتی است که باید در آینده صورت گیرد. در این مرحله اهداف کلی برنامه با توجه به خط مشی ها در قالب اهداف جزیی و احتمالا کمی بیان می شود و همچنین در این مرحله با در نظر گرفتن امکانات موجود زمان اجرای فعالیت ها مشخص می شود و بر این اساس مثلا هر گاه بخواهیم نسبت به تهیه یک برنامه عمل در خصوص توسعه آموزش ابتدایی برای یک دوره 5 ساله اقدام کنیم. بلاید با توجه به اهداف مورد نظر تعداد دانش آموزانی که قرار است در هر سال تحت تعلیم قرار گیرند، تعداد معلمان و کارکنان آموزشی و اداری و نیز فضا و تجهیزات آموزشی مورد نیاز و بالاخره میزان منابع مالی لازم جهت اجرای برنامه را برآورد نماییم.

برنامه عمل توسعه آموزش ابتدایی شامل مراحل زیر است:

-        پیش بینی جمعیت کودکان واجب التعلیم:

برنامه ریزان در این مرحله باید به بررسی عوامل موثر در رشد جمعیت ،پیش بینی تعداد دانش آموزان پایه های اول و بالاتر، محاسبه نرخ ارتقاء ،محاسبه نرخ ترک تحصیلی و ... بپردازند.

-        نیروی انسانی و پیش بینی آن:

وزارت آ.پ شامل کارکنان بخشهای آموزشی و پرورشی اداری و خدماتی می باشند. نیروی انسانی بخش آموزش و پرورش را معلمان ، مربیان و مدرسان شاغل به تدریس در مدارس ، مراکز پیش دانشگاهی و تربیت معلم تشکیل می دهد. نیزوی انسانی بخش اداری و خدماتی شامل کارکنانی هستند که در موسسات آموزشی مذکور ، ادارات آ.پ مناطق یا استانها و نیز دفاتر ستادی وزارتخانه مشغول می باشند.

-        برنامه ریزی فضاهای آموزشی:

در این مرحله برنامه ریزان با توجه به ضوابط مکان یابی و ساختن فضای آموزشی ، سرانه فضای آموزشی برای تامین فضاهای آموزشی مورد نیاز برنامه های لازم را تدیون خواهند نمود.

-        برنامه ریزی تجهیزان آموزشی

برنامه ریزان برنامه های لازم را جهت برآورد نیازها طراحی ، ساخت ، نصب و بالاخره بهره برداری و تجهیزات اموزشی تدیون خواهند نمود.

-        برآورد هزینه های آموزشی

بطور کلی هزینه های آموزشی را می توان به دو دسته هزینه های سرمایه ای (عمرانی) و هزینه های جاری تقسیم نمود. از جمله هزینه های سرمایه ای که جهت ایجاد  یا بدست اوردن دارائی های ثابت انجام می گیرد. می توان به هزینه خرید و ساخت – هزینه ساختمان مدارس و ... اشاره نمود.

از جمله هزینه های جاری که مصرفی و کم دوام هستند میتوان به حقوق کارکنان اداری و آموزشی هزینه خرید تجهیزات کم دوام مانند : خرید کتاب ، دفتر ، لوازم مصرفی آموزشی اشاره نمود.

ضرورت هماهنگی بین برنامه ریزی آموزشی و درسی

در برنامه ریزی آموزشی از تهیه و تدوین محتوای برنامه درسی که به طور مستقیم به تحقق اهداف کمی برنامه های آموزشی کمک می کند. کمتر سخنی به میان می آید. واقعیت این است که برنامه ریزی درسی و آموزشی جدا از یکدیگر نیستند بلکه در کنار هم هستند. آشنایی برنامه ریزان اموزشی نسبت به محتوا و نوع درس و فعالیتهای کلاسی تعیین کننده ویژگیها و خصوصیات وسایل و تجهیزات کمک آموزشی و فضای آموزشی است.

5-اجرا، نظارت ، ارزیابی و تعدیل برنامه :

وقتی برنامه ای طراحی ، تنظیم و به اجرا گذاشته می شود اغلب این احتمال وجود دارد که تمام یا بخشهایی از بنامه به دلایلی همچون تنگناهای اقتصادی ، تحولات سیاسی ، موانع اداری یا عوامل غیر مترقبه به اجرا در نیاید و یا اجرای آنها با مشکل موجه شود. از این رو برنامه ریزان باید همواره مسئله نظارت و نحوه اجرای برنامه ها را مورد توجه قرار دهند و با وضع تدابیر لازم، موانع اجرای برنامه ها را شناسایی و نسبت به رفع آنها اقدام نمایند. علاوه بر این در مواردی که مشکلات فوق درمیان نباشد و اجرای برنامه ها در شرایط عادی صورت گیرد باز لازم است که میزان تحقق اهداف برنامه ها مورد توجه باشد. به سخن دیگر جهت تعیین حدود موفقیت برنامه ها باید میزان پیشرفت آنها مورد ارزیابی قرار گیرد لازم به ذکر است که در خصوص ارزیابی الگوهای مختلفی وجود دارند که تنها به الگوی (گذاشت – برداشت) که آ.پ را به عنوان یک دستگاه تولیدی تلقی می کند اشاره می نماییم.

آموزش و پرورش به عنوان یک نظام تولیدی (الگوی گذاشت ، برداشت):

معمولا در مبادلات صنعتی و تولیدی هر دستگاه صنعتی یا تولیدی مواد (یا خدماتی) را از دیگر بخشها میگیرد و در آنها تغییر و تحولاتی ایجاد می کند بعد آنها را به عنوان محصول به بخشهای دیگر جامعه تحویل می دهد. هر چند که نظام اموزشی با موسسات صنعتی تفاوت اساسی دارد اما آ.پ رسمی همچون هر موسسه تولیدی عاملی را دریافت می کنند که به آنها عوامل ورودی یا در رونداد می گویند داشن آموزان به عنوان بخشی از این عوامل ورودی در درون نظام آموزش تحت تاثیر اعمالی که آنرا تعلیم و تربیت می نامند. تغییر و تحولاتی در آنها ایجاد شده و بعد بعنوان بازده یا برونداد به بازار کار و جامعه تحویل داده می شوند.

به عبارتی دیگر در این الگو دانش اموزان ، معلمان ، منابع مالی و برنامه های درسی را داده یا گذاشته می نامند. دانش اموزان طی یک فرایند تحت تاثیر برنامه های درسی آشکار و پنهان ، جو مدرسه و رفتار معلمان قرار می گیرند و تغییراتی درآنها ایجاد می شود بنابراین هنگامیکه آنها تحصیلاتشان را به پایان می رسانند و از نظام آموزشی خارج می شوند نهایتا دانشها ، مهارتها ، گرایشها ، اعتقادات ، طرز تفکر ، عادات و در مجموع رفتارهای خاصی را کسب می کنند لذا فارغ التحصیلان نظام آموزشی با چنین مجموعه ای از اکتسابات ، بازده یا برداشت تلقی می شوند. بر این اساس اگر آ.پ را یک نظام تولیدی تلقی کنیم باید هم از کارایی درونی و هم از کارایی بیرونی آن ارزیابی بعمل آوریم. بطور کلی ارزیابی تعدیل برنامه ها در چرخه تولید است.

ارزیابی کارایی درونی

منظور از ارزیابی کارایی درونی این است که دریابیم با توجه به امکانات ، منابع ، و مدت زمانی که جهت تحصیل دانش اموزان در هر پایه تحصیلی در نظر گرفته شده است. توفیق دانش اموزان چگونه بوده است و در این ارزیابی از شاخصهایی چون نرخ ترک تحصیل و مردودی ، میزان اتلاف ماندگاری و متوسط طول تحصیلی استفاده می شود.

ارزیابی کارایی بیرونی

بر اساس برنامه های آموزشی ، اهدافی از پیش مشخص می شوند انتظار می رود که پس از به اجرا درآوردن برنامه ها دانش آموزان دانش ها ، مهارتها ، گرایش ها و عادات معینی را کسب نمایند و سرانجام آثار اکتسابات و آموخته ها در رفتار آنها تجلی نماید. بنابراین می توان نتیجه گرفت:

تغییراتی که به دنیال اجرای برنامه ها و فعالیتهای آموزشی در ابعاد مختلف رفتار دانش اموزان ایجاد می شود معرف کارایی بیرونی برنامه های آموزشی است. هر اندازه تغییرات ایجاد شده در دانش اموزان با اهداف از پیش تعیین شده همسو باشد می توان گفت که برنامه ها از کارایی بیشتری برخوردار هستند.

 

 

 

فصل سوم

انواع برنامه ریزی اموزشی

برنامه ریزی آموزشی با توجه به نوع برنامه از نظر دامنه عمل و زمان به انواع مختلف تقسیم می شود که در این فصل به آن اشاره می شود.

الف:انواع برنامه ریزی آموزشی از نظر دامنه عمل

رد بحث انواع برنامه ریزی از نظر دامنه عمل صاحب نظران برای برنامه ریزی آموزشی سطوح گوناگونی را در نظر می گیرند و معتقدند که در چهارچوب نظام آموزشی رسمی می توان در چهار سطح موسسه ای ، خرد ، میانه و کلان اقدام به برنامه ریزی نمود. از دیدگاه کارشناسان سازمان علمی و فرهنگی یونسکو در برنامه ریزی موسسه ای یک دبستان یا دبیرستان و یا دانشکده واحد برنامه ریزی را تشکیل می دهد و در برنامه ریزی خرد حیطه برنامه ریزی می تواند اموزش و پرورش در یک منطقه ، چند بخش یا چند روستا باشد. در برنامه ریزی میانه حوزه برنامه ریزی می تواند اموزش و پرورش در سطح استان را شامل شود و نهایتادر برنامه ریزی کلان قلمرو برنامه ریزی می تواند نظام آ.پ در سطح کشور باشد.

در این فصل از بحث برنامه ریزی میانه به لحاظ مشابهتی که تقریبا با برنامه ریزی کلان در کشورهای ما دارد خودداری می شود و صرفا به بررسی ویژگیهای برنامه ریزی موسسه ای ، خرد و همچنین برنامه ریزی کلان به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برنامه ریزی آموزشی در سطح موسسه:

در نظام آ.پ ما برنامه ریزی آموزشی در سطح موسسه آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته است و نقش و اهمیت آن به خوبی تعریف نشده است و باید از ان به عنوان وجه فراموش شده مدیریت و برنامه ریزی آموزشی یاد کرد. امروزه به دلیل گرایش به تمرکز زدایی و تمایل به سپردن اختیارات بیشتر به مسئولان محلی از طریق شوراهای منطقه ای آ.پ و نیز به علت افزایش شمار موسسات آموزشی غیر انتفاعی و ضرورت اداره آنها توسط مردم و همینطور تنوع اقلیمی وجود خرده فرهنگها و شیوه های امرارمعاش در کشورها و نهایتا تفاوتهای فردی داشن آموزان ، توجه به برنامه ریزی در سطح موسسات اجتناب ناپذیر است.

بنابراین باید مدیران و موسسان محلی را با شیوه های برنامه ریزی در سطح موسسه آشنا نمود و از انها خواست به مدد مدیریت مبتنی بر برنامه ریزی به سازماندهی فعالیتها بپردازند و با استفاده از برنامه ریزی ، تحقق هر چه مطلوب تر اهداف و مقاصد عالیه آ.پ را ممکن سازند.

مراحل برنامه ریزی آموزشی در سطح موسسه

1-1: فعالیتهای پیش از تدوین برنامه

در این مرحله مدیر موسسه اموزشی می تواند با مشارکت والدین و کارکنان آموزشی و اداری موسسه اقدام به تشکیل ستاد یا گروه برنامه ریزی نماید و پس از وقوف اعضای ستاد به وظایف خودشان فعالیتها با گردآوری اطلاعات در رابطه با دانش آموزان ، کارکنان ف منابع مالی ، امکانات و کیفیت فعالیتهای آموزشی و پرورشی شروع می شود تا در نهایت بتواند به مدد اطلاعات به دست آمده و تحلیل اطلاعات از محدودیتها ، امکانات موجود و بالقوه و همینطور از فرایند آ.پ درهر موسسه تصویر روشن و گویا بدست آورد.

2-1:فعالیتهای تدوین برنامه

پس از آنکه ستاد برنامه ریزی اطلاعات لازم را در خصوص وضع موجود دانش اموزان ، کارکنان منابع مالی ، امکانات و کیفیت فعالیتهای آموزش و پرورش گردآوری کرد. آنگاه باید برای دستیابی به وضع  مطلوب برنامه هایی را تدارک ببیند. تحقق چنین خواسته ای یعنی حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب در گرو تهیه یک برنامه عمل یا انجام اقداماتی چون تعیین اهداف ، انتخاب راهبردها ، فراهم کردن امکانات و سرانجام اجرا و ارزشیابی از برنامه است.

2-برنامه ریزی آموزش خرد

چنان که ذکر گردید یکی از سطوح برنامه ریزی آموزشی سطح خرد می باشد که قلمرو ان می تواند یک منطقه آموزشی ، یک بخش ، یا چند روستا باشد. برنامه ریزی آموزشی بطور اعم دارای دو وجه درونی و بیرونی می باشد که این امر در برنامه ریزی خرد  نیز صادق است.

در وجه درونی برنامه ریزی آموزشی  خرد مسائلی مانند پیش بینی جمعیت دانش اموزان ، پیش بینی نیروی انسانی مورد نیاز اموزش و پرورش منطقه و بالاخره پیش بینی اعتبارات فضا و تجهیزات آموزشی مد نظر می باشد.

در وجه بیرونی برنامه ریزی آموزشی آموزشی خرد: مسائل آموزشی منطقه – مورد نظر با اموری از قبیل مسائل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن منطقه پیوند می خورد. و از این جهت در رابطه با وجه بیرونی باید مسائل مربوط به توسعه کشاورزی ، بهداشت ، صنایع محلی و بالاخره توسعه فرهنگی را در برنامه ریزیهای آموزشی لحاظ کنیم.

مزایای برنامه ریزی آموزشی خرد

1-    توجه به مسائل منطقه ای و هماهنگی با مسائل مردم منطقه

2-    انعطاف پذیری برنامه ها در رابطه با تحولات اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، و متناسب بودن آن با انتظارات جامعه ای که برنامه برای آن تدوین شده است.

3-    در برنامه ریزی آموزشی خرد مردم در موقع اجرای برنامه ها بخاطر منافع مشترکی که دارند تشویق به همکاری و همفکری می شوند . این امر به سهولت اجرای برنامه کمک می کند.

4-    مردم بخاطر مشارکت در تهیه برنامه ها خود را متعهد به اجرای آن می دانند و با آن احساس بیگانگی نمی کنند.

الف:محدودیتهای برنامه ریزی آموزشی خرد

1-    فقدان یا کمبود انگیزه برای مشارکت بویژه در مناطقی که اکثریت مردم آن بیسواد یا کم سواد هستند. ممکن است موجب عدم توفیق برنامه هایی که در سطح خرد تهیه و اجرا می شوند گردند.

2-    توجه به برآورده شدن نیازهای محلی ممکن است به قیمت فراموشی احساس کلی ، ملی و نهایتا کم اهمیت تلقی شدن وحدت ملی منجر شود.

3-    گاها با توجه به وجود گروههای مختلف قومی که دارای منافعی متفاوت هستند. اصطلاحات منافع آنها ممکن است مانع وحدت و یگانگی در تهیه برنامه های شود.

4-    ممکن است برنامه ریزان و مدیران موجود در سطح خرد تواناییها و مهارتهای لازم را برای تهیه رنامه نداشته باشند که طبیعتا این امر مشکلاتی را بوجود خواهد آورد.

3-برنامه آموزشی در سطح کلان

از دیدگاه بعضی از صاحب نظران در برنامه ریزی برای رسیدن به مرحله تصمیم گیری در آ.پ 3 روش وجود دارد. که عبارتند از :

1-روش غیر فعال: یعنی پیروی از روند گذشته و تصمیم گیریهای پیشین

2-روش سیاسی :یعنی پیروی و تبعیت از یک تصمیم سیاسی به منظور دوری جستن از روند گذشته

3-روش بکارگیری یکی از چند الگوی فنی یعنی استفاده از روشهای برنامه ریزی آموزشی کلان

روشهای برنامه ریزی آموزشی کلان و ارتباط آنها را با روشهای تصمیم گیری می توان به صورت نمودار زیر نشان داد.

روش های تصمیم گیری:

1-    غیر فعال

2-   

نیازمندیهای نیروی انسانی

 هزینه فایده

ترکیبی

روش برنامه ریزی تقاضای اجتماعی

 روش برنامه ریزی نیروی انسانی

سیاسی

3-    تکنوکراتیک:

 

با توجه به نمودار فوق متداول ترین روشهای برنامه ریزی کلان که طبق آنها آموزش و پرورش برنامه ریزی می شود. عبارتند از :

روی برنامه ریزی تقاضای اجتماعی و روش برنامه ریزی نیروی انسانی

با عنایت به اینکه اغلب صاحب نظران روشهای برنامه ریزی تقاضای اجتماعی ، نیروی انسانی و هزنیه فایده را از روشهای برنامه ریزی آموزشی کلان می دانند ما در این فصل آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهیم داد.

الف:روش برنامه ریزی آموزشی تقاضای اجتماعی

روش برنامه ریزی تقاضای اجتماعی روشی است که به جای تاکید بر تامین نیاز بخشهای مختلف اقتصادی به نیروی انسانی تحصیل کرده به برآورده کردن انتظارات و خواسته های آموزشی دانش آموزان یا خانواده هایشان توجه دارند. به عبارتی دیگر در این روش برنامه ریزی تقاضای دانش اموزان یا خانواده هایشان جهت آموزش در آینده پیش بینی می شود. و از طریق تامین این تقاضاها خواست جامعه برآورده می گردد.

مراحل برنامه ریزی آموزشی بر مبنای تقاضای اجتماعی به منظور تعیین ظرفیتهای آموزشی مورد تقاضا به اختصار عبارت هستند از :

1-    پیش بینی جمعیت کودکان واجب التعلیمی که در آینده وارد پایه اول ابتدایی می شوند.

2-    نسبت انتقال یا گذر از یک پایه تحصیلی به پایه بالاتر مشخص شود.

3-    تصویری گویا از انتظارات آموزشی دانش آموزان بدست آید.

4-    سرانجام باید به تامین انتظارات آموزشی اقدام شود.

دستیابی به تصویری روشن از انتظارات آموزشی دانش اموزان در آینده مستلزم شناخت عوامل موثر در شکل گیری انتظارات آموزشی و انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان می باشد.

پژوهشهای به عمل آمده حالی از آن است که عوامل زیر در شکل گیری انتظارات آموزشی دانش آموزان موثرند:

1-    ویژگیهای دانش آموزان مانند :جنس، استعداد ، پیشرفت تحصیلی ، علایق و آرزوها

2-    محیط دانش آموزی مانند : موقعیت اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی خانواده ، دانش آموزان ، همسالان و محیط مدرسه

3-    نظام آموزشی: مانند شیوه گزینش و پذیرش دانش اموزان

4-    جامعه در کل مانند : بافت اجتماعی ، شرایط اجتماعی ، فرهنگی ، شغل اقتصادی

پس از شناسایی عوامل موثر در شکل گیری تقاضای اجتماعی برای آموزش برنامه ریزان باید با جمع آوری اطلاعات لازم و انجام پژوهش بتوانند تقاضای متفاوت آموزشی دانش آموزان را پیش بینی کنند و دیگر آنکه با ایجاد تغییراتی در نظام تعلیم و تربیت تقاضاهای آموزش را در مسیر و جهت مورد نظر هدایت نمایند.

روش برنامه ریزی نیروی انسانی

به موازات روش تقاضای اجتماعی روش برنامه ریزی نیروی انسانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این روش به ویژه بر جنبه های اقتصادی تکیه دارد و هدف آن پیش بینی کشش نیروی کار بر حسب مشاغل و مهارتهاست. پیش بینی نیروی انسانی مورد نیاز جامعه در دراز مدت و به عنوان کمک به تصمیم گیری در امر آ.پ و نهایتا به منظور تدوین سیاسیتهای اشتغال برای نخستین بار در سال 1928 میلادی توسط جماهیر شوروی سابق آغاز شد. در خلال دهه 1950 دیگر کشورها به تدریج شروع به پیش بینی نیروی انسانی برای معدودی از مشاغل سطح بالا نمودند.

توجه به برنامه ریزی آموزشی نیروی انسانی زمانی به نقطه اوج خود رسید که اقتصاد دانان طرف دار سرمایه انسانی مانند:شولتز، هاربیسیون و مایرز مسئولان آموزشی کشورها را به سرمایه گذاری در آ.پ تشویق نمودند. از دیدگاه اقتصاد دانان آ.پ علاوه بر اینکه هدفش شکوفا ساختن استعداد ها و پرورش تواناییهای فردی است. هدف عمده دیگری را نیز دنبال می کندو آن تربیت انسانی مورد نیاز جامعه می باشد از این جهت هزینه هایی که جامعه صرف تعلیم و تربیت افراد مینماید در واقع نوعی سرمایه گذاری به شمار می رود. که منجر به افزایش کیفیت کارایی افراد و در نهایت افزایش بهره وری تولید خواهد شد.

هزینه فایده(بازده)

صاحب نظران در مورد برنامه ریزی هزینه فایده معتقدند که هر گاه بازده اقتصادی سرمایه گذاری در آ.پ بیش از هزینه ها باشد می توان اقدام به سرمایه گذاری نمود در غیر این صورت باید از سرمایه گذاری اجتناب کرد. به این قرار سودمنمدی اقتصادی به عنوان یکی از ضابطه های توسعه یک سطح از آ.پ در مقابل سطوح دیگر قرار دارد.

در این روش موسسات آموزشی به مثابه واحدهای تولیدی تلقی می شوند. که مجموعه ای از دروندادها را (اوقات معلمان و دانش آموزان ،کتابها، خدماتی که از برخی سرمایه ها مانند ساختمان و منابع دیگر عاید می شود ، می گیرند و مجموعه ای از بروندادها را به صورت مهارتهای ذهنی و جسمی دانش آموزان ، اجتماعی شدن آنان و کسب دانشهای جدید تولید می کنند. از آنجا که تبدیل دروندادها به بروندادها مستلزم صرف هزینه هایی می شود بنابراین به زعم طرفداران این روش نخست باید هزینه ها و منافع اقتصادی سرمایه گذاری آ.پ را مورد سنجش قرار داده و آنگاه به تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری مورد نظر اقدام نمود.

عوامل موفقیت یا شکست برنامه ریزی

برنامه ریزی می تواند نقش مهمی در کمک به سازمان دهی برای مواجه با وقایع و حوادث غیر مترقبه یا نامعلوم درآینده کند.اما در عین حال نمی توان موفقیت هیچ برنامه ای را تضمین کرد. چون کیفیت فرایند برنامه ریزی متاثر از عوامل گوناگونی است برخی از عوامل که بایستی مدنظر قرار گرفته شوند عبارتند از:

1-    زمان اختصاص داده شده براط طرح و اجرای مراحل مختلف یک برنامه کافی باشد.

2-    منابع موجود یا اختصاص داده شده جوابگوی نیازها باشد

3-    افراد با صلاحیت در طرح و اجرای برنامه مشارکت داشته باشند

4-    تجربه در برنامه ریزی از اشتباهات و اتلاف وقت جلوگیری می کند.

5-    بایستی از انتظارات غیر واقعی اجتناب نمود

و در نهایت باید با تحلیل رسال عمل ، وظیفه ، روشهای و هدفهای برنامه ریزیها در نظام آموزشی را مورد ارزیابی و عنداللزوم اصلاح نمود.

ب:انواع برنامه ریزی آموزشی از نظر دامنه زمان

برنامه ها را بر مبنای دامنه نیز به سه دسته طبقه بندی می کنند به عبارتی از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است.

برنامه های کوتاه مدت، برنامه های میان مدت، برنامه های دراز مدت

برنامه های کوتاه مدت: این گونه برنامه ها معمولا برای زمان کوتاهی از 6 ماه تا حداکثر 5 سال طراحی می شود. برنامه ریزی کوتاه مدت را برای هدایت عملیات جاری برنامه ریزی می کنند.

برنامه های میان مدت: این برنامه ها معمولا جهت 5 الی 10 سال طرح ریزی می شوندو برای تداوم و استمرار عملیات برنامه ها کاربری دارند.

برنامه های دراز مدت: معمولا آینده ای از 10 الی 25 سال بیشتر را در بر می گیرد. این برنامه ها در صدد رشد و توسعه فعالیت سازمان و بقای ان هستند.

در زمینه توجه به انواع برنامه ریزیها از نظر زمان در حیطه آ.پ باید گفت که برنامه ریزیهای ا.پ در مواردی کوتاه مدت بوده اند و در بعضی موارد حتی از یکسال مالی تجاوز نمی کردند. ولی به تدریج که برنامه ریزی آ.پ پیشرفت کرد و شامل تمام فعالیتها و دوره های اموزشی مدرسه ای و غیر مدرسه ای شد با سیاست گزاریهای علمی و تحقیقاتی و برنامه ریزی توسعه ملی ارتباط یافت و مسائل مربوط به کیفیت و ماهیت آموزش را نیز در بر گرفت. پای برنامه های میان مدت به دراز مدت هم به میان امد.طول برنامه های آموزشی کشورهای مختلف بیسار متفاوت است. بنابر گزارش یونسکو در سال 1970 میلادی حدود 65 درصد کشورها دارای برنامه های آموزشی 5 ساله بوده اند ولی در سایر کشورها این میزان متفاوت بوده است. بطوریکه از 2 الی 20 سال دامنه داشته است.

بیشتر کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی برنامه های 20 ساله ای داشتند که به دوره های 5 ساله تقسیم می شوند و دوره های 5 ساله نیز شامل هدفها و طرحهای مشخص سالیانه بوده است. بعضی از کشورها نیز به برنامه ریزی زنجیره ای دست زده اند مثلا در کشور سوئد برنامه مالی میان مدت 5 ساله طراحی می شود. که همه ساله در بهار تجدید نظر می شود. بدین ترتیب با توجه به سالی که گذشته و تحولات پیش آمده برنامه سال جدید طراحی می گردد.

حسن دیگر این گونه برنامه ریزی آن است که دارای انعطاف بوده ، مداومت و دقت دارد و با پیشرفت زمان به پیش می رود.